... چهار ساله که رفتی و من
... نمی دونم چند تا نگاه... چندتا لبخند... چند تا «دوستت دارم» بهت بدهکارم! تو این وضعیتی که الان من دارم و بهش میگن زنده بودن آرزومه منو بخاطر تمام این بدهکاریام بخشیده باشی... می دونم از آرزوهایی که برام داشتی خیلی دور شدم ولی با این همه آرزومه جوری باشم که همیشه بتونی بهم افتخار کنی... . محتاج بودنهات هستم ... دلتنگتم ... خیلی زیاد ... .
یادت بخیر... یاد بودنهای زودگذرت بخیر... .
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 22:50 توسط ارغنون
|
بر عرشم برید