ادبیات کودک
یادش بخیر روزهای کودکی...! آنروزها که خطوط کتاب داستان توی دست خواهرم مثل یک لشکر مورچه جلوی چشمم رژه می رفتند.چقدر دوست داشتم که دیگر از این مورچه ها سان نبینم و مثل خواهرم بابا برایم کتاب بخرد، دیگر دلم دفترنقاشی نمیخواست! اما آن روزها گذشتند و من حالا خواندن بلدم،حالا بابا برای من هم کتاب می خرد.بهترین کتابی که درکودکی خواندم مجموعه کتابهای قصه های خوب، برای بچه های خوب بود. اولین بار نام کلیله ودمنه و قابوسنامه و سندبادنامه را با خواندن این کتابها یاد گرفتم،وقتی که دبستان می رفتم. خیلی چیزهایی که در کودکی آموختم مدیون این کتابم؛ کتابی که با قلمی شیوا و ساده ادبیات غنی فارسی را به زبان کودکان ونوجوانان گره زد. تمام چیزهایی که درطول سالها درس ومدرسه آموختم به اندازه این مجموعه کتاب نبود.این مجموعه به همت مهدی آذریزدی گردآوری و نگارش یافت.
کار در زمینه ادبیات کودک کار آسانی نیست و درکشور ما آسمان کم ستاره ای دارد.کاش مرادی کرمانی ها و آذریزدی های بیشتری داشتیم اما حالا که چنین نیست دست کم کاش قدر داشته هایمان را بدانیم. فراموش نکنیم وقتی می توانیم بچه های خوبی داشته باشیم که قصه های خوبی برایشان باشیم؛ نه اینکه بچه های ما قصه های بدی چون ازیاد بردن پیشکسوتها ونادیده گرفتن خواسته های اساتید را از ما بیاموزند.
بیایید لااقل قصه های خوبی برای بچه های خوبمان باشیم ،حالا که نمیتوانیم قصه گوهای بهتری باشیم...
بر عرشم برید