پروانه
... هروقت که با اون آهنگ بخصوص صدات میگفتی سودابه دیشب همچین خوابی دیدم و خواب شب قبلتو تعریف میکردی و ازم میپرسیدی تعبیرش چیه من با همون خنده هایی که تو جمع دوستام همیشه همراهمه و ترکش موجب مرض ! میگفتم باز تو منو با خوابگزار اعظم اشتباه گرفتی بچه جان و میگفتم تعبیرش اینه که ... همون چیزیو میگفتم که تو ای کاش الان که اینا رو می نویسم از اون بالا بالاها بخونیش وجای خالی رو پرکنی ... وتو کلافه میشدی و میگفتی تو هم که من هر خوابی می بینم همینو میگی ... یادت بخیر یادش بخیر ...گیجم... گنگم ...باور نمی کنم ... که در تمام امروزهایی که زنگ زدن بهت رو به فردا موکول می کردم تواصلا توی این دنیا نبودی... اما راست میگن که آنان که خدایان دوستشان دارند جوان می میرند ... با اون دل شیشه ایت برام دعا کن و منو بخاطر تمام خوابایی که برات یکجور تعبیرشون می کردم ببخش و بابت همه چیز ... .
بر عرشم برید